I aM sOme onE elSe
تو منحصر به فردی ، دنبال چی میگردی ؟!
امروز روز سوتی بود . معلم فارسی مون یه خل به تمام معناست . همش سر کلاس خاطره تعریف می کنه و چرت و پرت می گه و 5 دقیقه ی آخر رو درس میده . امروز سر کلاسش نشسته بودیم و اون داشت طبق معمول خاطره تعریف می کرد . داشت میگفت : « فلانی یهو عصبانی شد و ... » بعد همین عصبانی را کلی تجدید ( تجدید ؟ تژدید ؟ تشدید ؟ کدوماش درسته ؟!) می ذاشت روی صادش . الهه که جلوی ما نشسته بود آروم اداش رو در می آورد : عصّبانی . خیلی باحال می گفت بعد یه ذره وقت بعدش ، معلمه داشت خاطره شو می گفت . یهو نصفه کاره ولش کرد . ساکت شد . زل زد به تخته و شروع کرد یه خاره ی دیگه رو تعریف کردن . یهو کل کلاس زدن زیر خنده . افتاده بودیم روی زمین و فقط می خندیدم . گویا خانم وسط جملاتشون یهو یادشون میره داشتن چی می گفتن . سریع ماستمالی ش می کنن ! اینم از مزایای زر زر زیاده دیگه ...
نظرات شما عزیزان:
. یهو این گفت عصّبانی . معلم هم گفت عصّبانی . این قدر شبیه هم بودن که ناخودآگاه زدیم زیر خنده .
برچسبها:
Ɖɛƨι∂и : zĦaиƉaяк |